elfe

اي خوشا آن دل، که آزاري نمي آيد از او / غير کار عاشقي، کاري نمي آيد از او رهی معیری

غزل امروز

اي خوشا آن دل، که آزاري نمي آيد از او / غير کار عاشقي، کاري نمي آيد از او رهی معیری – پنجشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۹ به واژه‌ای نکشیده‌ست مِنَّت از جوهر / خطی که ساخته باشد مُرکَّب از باور حمید رضا …

گنجینه شعر و ادبیات | بهمن ۱۳۹۸

که ياد خويش هم از دل شود فراموشت عشق آموز، اگر گنج سعادت خواهي دل خالي ز محبت، صدف بي گهر است گر به کار عشق پردازد رهي عيبش مکن زان که غير از عاشقي، کاري نمي آيد از او رهی معیری

خواندنی هایی در مورد خوانندگان ايران [آرشيو] – P30World …

10/1/2007 · امیدوارم لذت ببرید!!!!! چرا داریوش از شکایت خود نسبت به زنی که بصورتش اسید پاشیده بود صرفنظرکرد و رضایت داد ؟ صبح روز چهارشنبه هفته گذشته «داریوش »خواننده بدنبال حادثه ای که طی آن زنی به نام مریم یک شیشه اسد را بر سر و روی …

آرشیو موسیقی ملی ایران ( آواز سنتی ) | فروردین ۱۳۹۱

آرشیو موسیقی ملی ایران ( آواز سنتی ) دایره المعارف موسیقی اصیل و وبِ تخصصی موسیقی ایرانی موسیقی آواز ایرانی موسیقی سنتی هنر دانلود

مشاعره سنتی [آرشيو] – Page 12 – P30World Forums – انجمن …

6/2/2010 · كس در آن سلسله غير از من و دل بند نبود … آن كه بر جانم از او دم به دم آزاري هست … خاطری چون صبح دارم از صفای نیمه شب رهی معیری *in* 04-03-2010, 21:12.

رویکرد تربیتی ادبیات فارسی | هفته اوّل بهمن ۱۳۹۲

خوشم نمي آيد! بالدار گفت:ممکن است کسي پيدا شود و ترا برساند ولي من صلاح نمي دانم و در کاري که عاقبتش خوب نيست کمک نمي کنم. مورچه گفت: پس بيهوده خودت را خسته نکن. من امروز به هر قيمتي

آرشیو موسیقی ملی ایران ( آواز سنتی ) | تک آهنگ ها و …

آرشیو موسیقی ملی ایران ( آواز سنتی ) دایره المعارف موسیقی اصیل و وبِ تخصصی موسیقی ایرانی موسیقی آواز ایرانی موسیقی سنتی هنر دانلود

عشق دروغ حقیقت !!! | فروردین ۱۳۸۶

خوشا آن شب که با آهی بسوزم هستی خود را … اي که ديدگانم از دل تنهايي تو … نبود يا به دنبالش جدائي ها نبود يا مرا با او نمي كردي آشنا يا مرا از او نمي كردي جدا .

آوای ایرانی | دی ۱۳۸۴

وقتی از او درباره انجمن اخوت و تعیین متولیان می پرسم می گوید: تا آنجا که من می دانم امروز هیچ اثری از این انجمن نیست و آخرین کسی که توسط انجمن به این مقام برگزیده شده، درویش رضا بوده که پس از سیل …

گلبانگ | برگ سبز

چه غم ان که من به دل عقده ی بیشمار دارم. مکشید بعد مرگ از دل من خدنگ او را. که همین ز دوره عمر به یادگار دارم. به کجا گریزم از تو که نشان داغ عشقت. به دل شکسته چون لاله ی داغدار دارم. غزل اواز:

برچسب‌ها:, , , , , , , ,