elfe

هر زمان درمانده،حیران و پریشان می شوی

شعر نو : بهاره حسین زاده

هر زمان درمانده، حیران و پریشان می شوی از خودت بیزار می مانی و ویران می شوی لحظه ای در گوشه ای بیتوته کن آرام گیر سوی رب دل را ببر آنگاه گریان می . ادامه شعر

سعدی (قصاید فارسی)/دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی – ویکی‌نبشته

ای آنکه خانه در ره سیلاب می‌کنی: بر خاک رودخانه نباشد معولی دل در جهان مبند که با کس وفا نکرد: هرگز نبود دور زمان بی‌تبدلی مرگ از تو دور نیست وگر هست فی‌المثل: هر روز باز می‌رویش پیش، منزلی

کردی آهنگ سفر اما پشیمان می شوی چون به یاد آری پریشانم

چون به یاد آری پریشانم پریشان می شوی … آن زمان بی همزبان در این گلستان می شوی … در پرده ی ساز ما ، نوا بسیار است عیب و هنر و زنگ… هر چه بیشتر میتوانی از زندگی بگیر وتابع وبنده ی هیچکس…

شرح پریشانی – ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

می‌شوی شهره، به این فرقه هم‌آواز مباش … هر زمان با دگری دست و گریبان باشی؟ زان بیندیش که از کرده پشیمان باشی: جمع با جمع نباشند و پریشان باشی …

هرچه با تنهایی من آشنا تر می شوی – زیباترین اشعار عاشقانه …

من پریشان تر، تو هم بی اعتناتر می شوی من که خرد و خاکشیرم! این تویی که هر بهار سبزتر می بالی و بالا بلاتر می شوی مثل بیدی زلف ها را ریختی بر شانه ها گاه وقتی در قفس باشی رهاتر می شوی

با کریمان کارها دشوار نیست – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و …

هر زمان که فکر عمر می‌کردم و یاد بهارهای گذشته ی از عمرم، شعله آهم در می‌آمد و می‌خواست دامن سپهر را بسوزاند روانه ی حریم دخت موسی بن جعفر (ع) می‌گشتم.

نظم پریشان – یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود – غزل …

🤓 276- نظم پریشان یک دو جامم دی سحر گه اتفاق افتاده بود وز لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب رجعتی می خواستم لیکن طلاق

برچسب‌ها:, , , , , ,